تبليغاتX
_ ..:عشق خزون:.._

_ ..:عشق خزون:.._

عشقی که شروع نشده تموم شد...

بر مزارم گريه کن اشکت مرا جان مي دهد
نـالـه هايت بـوي عشق و بـوي باران ميدهد
دست بـر قـبرم بکش تـا حس کني مرگ مرا
ايـن نـگاه آخـرت امّـيد مانـدن مـيـدهـد
بـا من ِ درمانـده و شـيدا سخن را تـازه کن
حرف هايت طعـم شـيرين بـهاران مـيـدهد

وقـت رفـتن لحظه اي برگرد ، قـبرم را ببين
برمزارم گـريه کـن اشکـت مـرا جـان مـيدهد
رفـتي و چشمـم به دنـبـال قـدمهايت گريست
زخم هاي مرده ام را رفـتنت جان مـيدهد
نيست از من قدرت بوسيدن ِ چشمان ِ تــو
باد مي بوسـد به جـايم، قلب ايـمان مـيدهد

+نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت15:17توسط شقایق | |

باز هم برایم بگو، ای فرشته روشنی بخش.
حضورت را چون ملکی با بال های زرین
که پیامی از ملکوت با خود به ارمغان آورده است،
بر فراز دیدگانم می نگرم،
تو آن جاودانه ای که انسان گذرا
بر آستانت سر فرو می نهد.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت10:8توسط شقایق | |

بعضی‌ها عوض میشوند ...
بعضی‌‌ها عوضی ...
. . چه غوغایی به پا می‌کنند این کلمات ...!
ولی‌ انتخاب همیشه با شماست ...!

لاف عـشق و عـاشقی را وه چه آسان می زنیم
خــود خـزانـیـم و دم از شــوق ِ بـهاران می زنیم
بر زبان جاری همه مهر است و عهد است و وفا
لـیـک جـمـلـه در عمل خنجر بـه یـاران می زنیم

+نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت18:19توسط شقایق | |

قلثهنفخقهفحعتغگثقعتفحثقفتقخف
ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت20:19توسط شقایق | |

آن روزها چه بودی این روزها چه هستی
آن روزها درختی این روزها طنابی
***

رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها...
***

نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

+نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت21:2توسط شقایق | |

دلبستن مثل قصه میمونه
بایکی بودشروع میشه...
وبایکی نبود تموم میشه
....

ولی خیلی زودتموم شد

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت14:50توسط شقایق | |

گویند خدا همیشه باماست
ای غم نکند خدا تو باشی..

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت8:40توسط شقایق | |